مالزی نامه - قسمت 18 - لنکاوی

به محض ورود به جزیره با جمعیت زیادی روبرو شدیم که یه جورایی دلال بودن مثلا برات هتل رزرو میکردن یا ماشین کرایه می دادن . از یکیشون یه ماشین پروتون بژ کرایه کردیم با مبلغ روزی RM ۶٠و هتل لانکاسوکا رو برای دو شب از قرار شبی ١۵٠ رینگت .

سوار ماشین که شدیم ، دیدیم که عقربه بنزین چسبیده به کف و چراغش روشنه . چاره ای نبود جز گشتن و پیدا کردن پمپ بنزین . ولی هر چی می گشتیم مگه پیدا می شد . خب ما تازه وارد بودیم و جایی رو بلد نبودیم . این بدجنسها هم می مردند اگه 2 قطره بنزین اضافه می کردند تا ما اینقدر استرس نکشیم . کم کم دیدیم داریم به خونه ها و مزرعه هاشون نزدیک می شیم . بالاخره از دختر و پسری که سوار موتور بودند و هم مسیر ما ، پرسیدیم . بیچاره ها با اینکه خیلی نمی تونستند ارتباط بر قرار کنند آدرس دادند و گفتند که رنگ پمپ بنزین سبزه . خوشبختانه قبل از تموم شدن بنزین رسیدیم . سیستم بنزین زدن مثل ایران نبود . باید راننده می رفت به مغازه ای که اونجا بود و مثلا می گفت ١٠ لیتر بنزین می خوام (١٠ لیتر ٢٠ رینگت یعنی ۶٠٠٠ تومان) و بعد خانمی که مسئولش بود رسیدشو می داد تا براش بنزین بزنه .

می دونید که قوانین رانندگی در مالزی ، مثل انگلستانه . بنابرابن همه چی برعکس بود . رانندگی برای احسان اولش گیج کننده بود و همش از طرف مخالف حرکت می کرد اما کم کم بهش عادت کرد . البته پیدا کردن مسیرها هم خیلی سخت بود چون خیابون اصلی و فرعی مشخص نبود و با اونی که توی نقشه بود فرق می کرد ، الیته به قول احسان اگه یه چند روز دیگه میموندیم بچه کف لنکاوی میشدم .

بالاخره پس از طی مسیری فوق العاده و رویایی به هتل رسیدیم . هتل ما ازشهر اصلی Kuah  فاصله داشت که برای رسیدن به اون باید از یک جاده جنگلی که اطرافش پر بود از درختهای سرسبز و مشرف به دریا بود می گذشتیم . (بماند که بعدا فهمیدیم که مسیر نزدیکتری هم بوده و ما هر سری ، کل جزیره رو طواف می کردیم ، ولی به دیدن این مسیر می ارزید) خیلی دوست داشتم کنار جاده بایستیم تا بعد از سفر دریایی یه هوایی تازه کنیم و ریه هامونو پر از اکسیژن کنیم ، اما چون به منطقه آشنایی نداشتیم و هیچکس هم به جز ما اونجا نبود ، همینطور انتظار می رفت که توی جنگلهای استوایی جک وجونورهای عجیبی باشه ترسیدیم . البته بعد از قضیه معبد KEK LOK SI  حق داشتیم که ترسیده بشیم . 

بعد از طی مسیر تقریبا طولانی به هتل رسیدیم . این نکته رو هم بگم که این هتل به فرودگاه خیلی نزدیک بود و می تونه یک انتخاب خوب باشه اگه با هواپیما به اینجا سفر می کنید .

هتل لانکاسوکا یک هتل چهارستاره با ساحل اختصاصی زیبایی بود . ما قبل از ساعت 2 به اونجا رسیدیم بنابراین تا Check in  رفتیم کنار ساحل  و محوطه تا یه دوری بزنیم . وارد محوطه که بشید اتاقهای هتل در سه طبقه در سمت چپ قرار داره . در حقیقت یک راهرو طویله که از دو طرف بازه و اتاقها رو بروی هم قرار دارند . هر اتاق یک بالکن کوچک داره با 2 تا صندلی و میز چوبی .

 وسط محوطه استخره که دور تا دورش درخته و داخلش تیوپهای زرد . یه پل هم  از روش میگذره و اونور پل ساحل آروم و زیباست .

 

Image hosting by IMGBoot.com

 

 

Image hosting by IMGBoot.com

 

فکر می کنم 3 تا سالن هم برای سرو غذا داشت .  جلوی یکی از سالنها نوشته بود برای اضافه شدن پنیر در صبحانتون باید پول اضافه پرداخت کنید .

تقریبا ساعت 2 بود که اتاق رو تحویل گرفتیم . اتاق بزرگی بود با تجهیزات کامل اما قدیمی و بعضا معیوب ! یه تفاوتی که این اتاق و اتاق هتلهای پنانگ و کوالالامپور داره ، دستشویی هاشه . اینجا شلنگ آب نداره و من فکر می کنم به این دلیله که توریستای اینجا کمتر مسلمونند .

بعد از گذاشتن بار وبنه دوباره به سمت شهر حرکت کردیم و دوباره از همون مسیر زیبا . نهار خوردیم  . در مالها چرخی زدیم . برای دوربین دی وی دی و باطری  اضافه خریدیم . اینجا قیمتش برای این اقلام خیلی مناسبتر بود . در حالی که احسان مشغول خرید و چک و چونه بود من حرکات آکروباتیک یک گروه که در صحن مال اجرا می شد رو تماشا می کردم .

 

Image hosting by IMGBoot.com

 

همینطور ویترین مغازه های مروارید فروشی که تعدادشون کم نبود رو دید می زدم . مرواریدهای کوچک و بزرگ ، سفید و سیاه . ظاهرا این کار در این جزیره خیلی رونق داشت .

امشب شب والنتابن بود . انتظار داشتم جشنی ، سروری ، سر و صدایی بر پا باشه ، اما هیچی نبود . . خوب شایدم بوده اما توی شهر . فعلا که ما یه گوشه از زمین خدا داشتیم از سکوت لذت می بردیم . ما و یک خانم و آقای دیگه کنار ساحل بودیم .

 ما روی صندلیها لمیده بودیم و دریا و غروب رو تماشا میکردیم  و خانم و آقای دیگه هم روی شنای ساحل برای هم قلب می کشیدند . بار کنار ساحل هم هنوز کارشو شروع نکرده بود فقط یه موزیک لایت پخش میکرد و  شعله های آتش  زبانه می کشید .

 

Image hosting by IMGBoot.com

 

 

Image hosting by IMGBoot.com

 

 

ادامه دارد ...

/ 24 نظر / 170 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زینب

سلام. به روز نکردی هنوز؟ [گل]

روزها و سوزها

سلام به روزم و منتظر حضور و نقد شما : بغضم را فرو می خورم دیگر بس است ! باید برای این شانه های شکسته فکری کرد و این چشم های سپید که روزگاری پناه هزار غزال وحشی بودند ...

فرناز

سلام خوبي ؟ وبلاگ بسيار خوبي داري همين طور که تو وبلاگ ها داشتم ميگشتم وبلاگ شما رو ديديم گفتم يک نظری بدم و تشکر کنم از شما به خاطر مطالب خوبتون ____xxxxxxxx______xxxxxxxxxxx ___xxxxxxxxxxxx___xxxxxxxxxxxxx ___xxxxxxxxxxxxxx_xxxxxxxxxxxxxx ___xxxxxxxxxxxxxxx_xxxxxxxxxxxxx ____xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx _____xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx ______xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx _________xxxxxxxxxxxxxxxxxx ___________xxxxxxxxxxxxx _____________xxxxxxxxx ______________xxxxxx _______________xxxx _______________xxx ______________xx _____________x ___________x اگه وقت کردی به ما هم یه سر بزن

آریان

با سلام دوست من از ياد مبر پشت هر كوه بلند ، سبزه زاری است پر از ياد خدا و در آن باز كسی می خواند… كه خدا هست…خدا هست هنوز… ماه من غصه چرا ؟!

امیر

با سلام و ادب سایت بسیار خوب و جالبی است و امیدوارم جاهای دیگر هم سر بزنید و به قول معروف عمرتان به بطالت نگذرد .اگر دوست داری تبادل لینک کنی مرا به اسم مسافر لینک کن و به من هم اطلاع بده تا با هر اسمی خواستی لینک کنم . با تشکر

حسین

سلام امیدوارم همیشه خوش و خرم و سلامت باشید . سوال بنده این هست که آیا لنکاوی و پینانگ با هم از لحاظ ظاهری و شهری تفاوت دارند و یا در مجموع ارزش رفتن به دوتا جزیره رو دارند یا اینکه یکیش بریم بهتره و مثل هم هستند ؟

reza

سلام از سفرنامه خوبت ممنونم.يك سوال داشتم اينكه لنكاوي براي خانواده ها هم مناسب است و كلا وضعيت پوشش چه طور است؟و آيا با لباس هم مي شود از استخر استفاده كرد يا نه ؟

دانلود نرم افزار

سلام. نویسنده تمام مطالب خودتان هستید یا برخی از آنها نقل قول از جای دیگری می باشد؟

خیلی عالی بود ممنونم همیشه خوش باشید

شیما

سلام مهدخت جان ازاطلاعات خيلي خوبت ممنونم مي دونم كه خيلي وقت پيش مالزي رفتي ،اما اگه امكان داره بعهم بگو اگه وقت كم داشتي فقط لنكاوي مي رفتي يا پنانگ؟ ممنون عزيزم