با پر کردن مخزن عشق همسر آیا او همیشه جبران می کند؟!

و اما در جواب زینب عزیزم که پرسیده بودند : " با پر کردن مخزن عشق همسر , اون همیشه جبران می کنه ؟! " باید بگم که در پایان کتاب یک راهنمای مطالعاتی برای زوجها قرار داره که پیشنهاد میده :

پس از مطالعه و تعمق پیرامون فصول قبلی این کتاب همسرتان را نیز به انجام این کار تشویق کنید . در این نقطه شما آماده اید تا تمام تمرینها را با هم انجام دهید . به دلایل مختلف ممکن است همسرتان نخواهد دز این جریان شرکت کند . یعنی فصول قبلی را بخواند . اگر چنین بود شما تمرینها را انجام دهید و از مزایای آن استفاده کنید .

نظر من : در این بحث مبنا بر این قرار داده شده که دو نفر عاشقانه یکدیگر را دوست دارند و برای ابراز عشق خود را نیازمند آموزش می بینند . اگر این آموزش دو طرفه باشه و دو عاشق بالغ خواستار واقعی رسیدن به خوشبختی در کنار یکدیگر باشند مطمئنا پر کردن مخزن عشق او نتیجه ای جز پرشدن مخزن عشق من نخواهد داشت . به قول ماری دولاریو پرمانلی " بهای عشق چیست جز عشق ؟ "

از طرفی متاسفانه در دنیایی هستیم که تکاپو برای رسیدن به بیش از حدها توجه ما را از سمت با ارزشترینها منحرف می کند . ما انسانیم و فراموشکار . اما اگر هر دو بخواهیم که زندگی ما یک زندگی افسانه ای باشد نیازمند معجزه نیستیم . کلید این معما در دستان ماست . احترام متقابل به خواسته های هم . ولی نه از روی ترس یا اجبار . از روی عشق . باید تعارف را کنار بگذاریم و بخواهیم  و یا دوباره گوشزد کنیم  . به این امید نباشیم که او خود خواهد فهمید . وگرنه این احساس که مورد سو استفاده قرار گرفته ایم زندگی را تلخ خواهد کرد . باید بپذیریم من و همسرم در دو خانواده متفاوت با فرهنگها و الگوهای متفاوت بزرگ شده ایم و رسیدن به درک متقابل شاید سخت باشد ولی غیر قابل دسترس نیست .

برای روشن تر شدن این مسئله در پست بعدی (پادری یا عاشق) به حقیقت دیگری در مورد عشق از زبان دکتر چاپمن اشاره خواهیم کرد .   

 

 

 

 

/ 4 نظر / 18 بازدید
عادل

واقعاً لذت 90 ديدن رو جايگزيني نيست. كمك كنيد تا احسان خان از اين لذت بهره ببرند.

زينب

سلام مهدخت جان. جوابت به سوالم خيلي جالب بود. راستش من هم ديروز به اين قضيه فكر كردم و باهات موافقم. من هم تجربه اي دارم، البته من اونوقت از زبانهاي عشق چيز خاصي نميدانستم. توي كتاب " مردان مريخي، زنان ونوسي" خونده بودم كه مردها نياز به اين دارند كه ازشون قدرداني بشه. وقتي اشتباه ميكنند در موقعيت حساسي قرار ميگيرند و اگر ما اشتباه رو به روي اونها بياريم اونها هم واكنش عكس نشون ميدند. كار علي هميشه زياد بوده و دوري ما از هم هميشه باعث به وجود اومدن سوء تفاهم ها ميشد. من هميشه شاكي بودم كه اون چرا وقت كمي رو با من ميگذرونه و وقتي بهش ميگفتم اون به جاي واكنش مثبت بدتر ميشد. تا اينكه من تصميم گرفتم با كارش كنار بيام و روش ديگري رو امتحان كنم. از اون به بعد به جاي اينكه رفتارهاش رو مورد انتقاد قرار بدم، روي نكته هاي مثبت اخلاقي اش كه خيلي هم زياد بود متمركز شدم.

زينب

و با كمال تعجب، من نتيجه خيلي خوبي گرفتم. علي هم رفتارش عوض شد. سعي ميكرد وقت بيشتري براي من بذاره. توجه خيلي زيادي ميكرد. و اگر مسئله اي پيش ميومد باوجوديكه من ياد گرفته بودم به روش نيارم و طوري برخورد كنم كه هيچ اتفاقي نيفتاده ( حتي اگه توي دلم كمي احساس بدي پيدا ميكردم)، اون سعي ميكرد از دلم دربياره و به هرحال جبران كنه و سعي كنه حال من بهتر بشه. البته اين به اين معني نيست كه ما در رويا زندگي كنيم و نقصهاي همديگر رو نبينيم. ولي وقتي ببينيم كه ديگري متوجه اشتباهش هست دليلي نداره كه بهش تذكري داده بشه. و گاهي در خلوت دو نفرمون خواسته هامون رو بيان ميكنيم و برخي از مسايلي كه به راحتي قابل حل نيستند رو با بيان مستقيم حل ميكنيم. و اينها اصلا به معني زير سوال بردن كل عشق يك نفر نيست. بلكه براي پرورش عشقمونه.

احسان

سلام ممنون