خاطرات زندگی من

این وبلاگ به درج خاطرات برداشتها و عقاید شخصی من از زندگی اختصاص دارد .

اگر عاشق شدی

اگر روزی عاشق شدی

در آن سوز و گداز شیرین عشق مرا به یاد آر

زیرا همه عاشقان چنان باشند که من :

بی ثبات و بی قرار در هر کار

مگر در خیال چهره معشوق

که در ضمیرشان پیوسته برقرار و پابرجاست

ویلیام شکسپیر

  
نویسنده : مهدخت ; ساعت ٦:٤۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٢ آبان ۱۳۸٧


آدمی مالک چیست ؟

هیچ چیز را براستی نتوان از آن خود دانست

مگرمرگ را

و آن قطعه زمین کوچک بی حاصل را

که پوست و استخوان ما در نقاب آن نهان خواهد شد .

ویلیام شکسپیر

  
نویسنده : مهدخت ; ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۸ آبان ۱۳۸٧


بهترین ما و بدترین ما

در بدترین ما آنقدر خوبی هست

و در بهترین ما آنقدر بدی هست

که هیچ یک از ما را شایسته نیست

که از دیگران عیب جویی کنیم

ویلیام شکسپیر

 

خوشا به حال کسی که توجه به عیوب خودش مانع عیب جویی او از دیگران شود (حدیث نبوی)

  
نویسنده : مهدخت ; ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٦ آبان ۱۳۸٧


تاج خرسندی

تاج من بر سرم نیست ،

تاج من در قلب من جای دارد ،

الماس و فیروزه ای آن را نیاراسته ،

و از دیده ها پنهان است

تاج من خرسندی من است ،

تاجی که به ندرت پادشاهی را از آن بهره داده اند .

ویلیام شکسپیر

  
نویسنده : مهدخت ; ساعت ٧:٢٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ آبان ۱۳۸٧


پند گویان ریایی

در شمار آن کاهنان و کشیشان مباش

که شیب تند و ستیغ پر خار بهشت را به من بنمایی

و خود چون رندان لاابالی

در راه پرگل و ریحان عیش بخرامی

و هیچ پروای خویشت نباشد .

ویلیام شکسپیر

  
نویسنده : مهدخت ; ساعت ٢:۱۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ آبان ۱۳۸٧