تحصیلات عالی
جنینگز ، وقتی دستهای آلوده اش را می شست ، گفت : " دانشگاه فایده ای نداشت . با آن همه کاهش بودجه نمی توانستند جیز زیادی به ما یاد بدهند . آن ها فقط به ما مدرک دادند و فرستادند دنبال کارمان "
" چطور آموزش دیدید ؟ "
" ما آموزش ندیدیم ، اما چه فرقی می کند ؟ ببین حالا من به کجا رسیده ام . "
پرستاری در را باز کرد .
" دکتر جنینگز ، شما را در اتاق عمل می خواهند . "
ران بست
نویسنده : مهدخت ; ساعت ٦:۱٧ ب.ظ روز سهشنبه ٢۱ آبان ۱۳۸٧
تگ ها :
داستانهای کوتاه
