خاطرات زندگی من

این وبلاگ به درج خاطرات برداشتها و عقاید شخصی من از زندگی اختصاص دارد .

مالزی نامه (قسمت 6)- KL Aquaria

...توی محله های شلوغ پلوغ نزدیکای هتل بودیم که اتوبوس مسیر KLCC  رو دیدیم و یهو تصمیم گرفتیم بریم و آکواریوم و ببینیم . 

برجهای دوقلو در روز هم خیلی زیبا بودند . برای رفتن به آکواریوم اول باید به KLCC SURIA shopping centre می رفتیم .


محوطه این مرکز خرید بزرگ خیلی قشنگ بود . روبرو دریاچه ای بود که مردم در اطرافش ایستاده بودند و از طبیعت زیبا لذت می بردند و پشت سر هم که برجهای بی نظیر پتروناس قرار داشت و زیبایی مجموعه رو دوچندان می کرد .

 

 

 

 

 

من و احسان مشغول عکسبرداری و فیلمبرداری بودیم که خانمی که روی ویلچر نشسته بود و مشخص بود که ایرانیه از من پرسید : شما ایرانی هستید !!! و منم جواب مثبت دادم . بعد صحنه خیلی قشنگی رو بهم نشون داد و من هم یک عکس خیلی هنری گرفتم .

 

 

 

فکر می کنم از سمت راست حدود 30 متری رفتیم تا تابلوهای راهنمای KL Aquaria رو دیدیم .

Aquaria KLCC  یک آکواریوم خیلی بزرگ با بیش از 3000 موجود دریایی است که درKuala Lumpur Convention Centre و نزدیک برجهای دوقلو قراردارد . در این آکواریوم از کوسه های  غول پیکر تا انواع ماهی ، در سایزها و شکلها و رنگهای مختلف نگهداری می شود . در این محل علاوه بر ماهی ها ، انواع خزنده ، لاک پشت ها ، حشرات ، سوسکها ، عقرب ها ، رتیلها ، چند نوع حیوان و پرنده رو هم میتونید ببینید .

ورودی آن برای بزرگسالان خارجی نفری 38 و برای خردسالان خارجی 26رینگت بود (این در حالیست که ورودی برای بزرگسالان مالزیایی 28 و برای خردسالان مالزیایی 22 رینگت است و برای افراد بالای 60 سال 18 رینگت می باشد) . این مکان از ساعت 11 صبح تا 8 شب باز است .

 قبل از ورود حتما باید یه عکس بندازید و بعد وارد تونلی می شید که انواع خزنده ها در اون قرار دارند . زیر هر کدام از این موجودات نوشته شده که مربوط به کدوم منطقه مالزی هستند .

قبل از سفر در تحقیقاتی که انجام داده بودم از یکی از جنگلهای مالزی به نام تامان نگارا خیلی خوشم اومده بود . تورهایی وجود داشت که توریست ها رو به این مناطق می بردند و کلبه های چوبی رو در اختیارشون می ذاشتند و از تفریحات این منطقه گردش در جنگل ، عبور از روی پلهای معلق ، دیدار با قبیله های بومی ، قایق سواری در رودخانه و غارها بود . فکرشو بکنید . مثل  فیلما !!!

خلاصه از قبل برنامه ریزی کرده بودیم که حتما اینجا رو ببینیم . اما با دیدن سوسکهای بزرگ شاخدار( بازم مثل فیلما) و رتیلهای پشمالوکه به دور خودشون تار تنیده بودند و مارهای رنگارنگ و براق  که مربوط به همین منطقه تامان نگارا می شد پشیمون شدم . خیلی چندش آور بودند . یادمه همش با خودم فکر می کردم خدا برای چی اینا رو آفرید .

بعد از عبور از تونل مربوط به حشرات و خزنده های مناطق مختلف ، چند حیوان خاص رو دیدیم که اسمای دقیقشو نمی دونم . مثلا میمونهایی با چشمان درشت و گرد بودند و ...

یکی از قسمتهای خیلی قشنگ این محل آکواریوم استوانه ای  شکلی بود که ماهیها حول محورش دایما  در حال گردش بودند و نور زیبایی خاصی به اون می داد . در قسمت پایین این استوانه هم استخری با ماهیهای بزرگ قرار داشت .

 

 

آکواریومهای خیلی بزرگی هم بود که در اونها ماهیهای بزرگ و خیلی بزرگ در انواع و رنگهای مختلف ، سبیل دار و بی سبیل قرار داشتند . بعضی از این ماهیها بی حرکت در گوشه ای ایستاده بودند و از اونجایی که رنگاشون خیلی منحصر بفرد بود اول فکر کردم مجسمه هستند ، اما جلو که رفتم چشماشونو تکون می دادند .  

دریکی ازقسمتها آکواریومهای رو بازی بود که در آنها چند نوع ماهی و لاک پشت قرار داشت و می تونستیم اونها رو لمس کنیم .

در ادامه سفر به دنیای زیر آب وارد تونلی شیشه ای شدیم که راه متحرکی به طول 90 متر داشت . در این قسمت هم کوسه های غول پیکر و انواع ماهیها در حال شنا بودند البته بعضی از کوسه ها هم روی دیواره بالایی تونل لمیده و استراحت می کردند .

 

 

 

 

این شیشه ها 55 میلیمترقطر دارند تا بتونند فشار 2.7 میلیون لیتر آب رو تحمل کنند و فضای مناسبی برای ساکنان اقیانوسها بوجود بیاورند . برای زیباتر شدن این مکان یک کپی از کشتی غرق شده Royal Nanhai در آن قرار داده اند .همچنین در ساعات مشخصی غواصان به این کوسه ها با دست غذا می دهند .

در پایان هم چند نوع حیوون دیگه مثل بچه پلنگها و میمونی که تا خواستیم ازش فیلم بگیریم ناز کرد و با دست روی صورتش رو پوشوند قرار داشتند .

بعد از دیدن آکواریوم ازمسیر فضای سبز به طرف خیابان اصلی حرکت کردیم . خیلی خسته شده بودیم . پاهام دیگه نای حرکت نداشت . بنابراین توی یکی از آلاچیقهای همون پارک نشستیم تا هم کمی استراحت کنیم و هم با خونواده هامون تماس بگیریم .

 

 

 

یکی از صحنه های بدی که من در مالزی دیدم همینجا بود . یهو یه عده پسر حدود 15 16 ساله که هر کدوم یه سیگار گوشه لبشون بود و قیافه های عجیبی برای خودشون درست کرده بودند ریختند توی پارک . تعجب کرده بودم . می دونم که توی کشور خودمون هم از این چیزا هست اما ناسلامتی این منطقه از مناطق با کلاس و رده بالای مالزی به حساب می اومد .

در ادامه مسیر به سمت در منتهی به خیابان اصلی مسجدی را دیدیم که واقعا زیبا طراحی شده بود . صدای اذان به گوش می رسید و مردم دسته دسته به سمت مسجد می رفتند .

 

 

 

ادامه دارد ...

 

برای دیدن عکسهای بیشتر اینجا رو کلیک کنید

  
نویسنده : مهدخت ; ساعت ٢:٢٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ آبان ۱۳۸٧