خاطرات زندگی من

این وبلاگ به درج خاطرات برداشتها و عقاید شخصی من از زندگی اختصاص دارد .

عشق جوانی

عشاق جوان در ساحل چراغ جادو را پیدا کردند .

جن چراغ گفت : " اگر آزادم کنید یک آرزوی هر یک از شما را برآورده خواهم کرد . "

 دختر به چشمهای پسر جوان نگاه کرد و گفت : " آرزو می کنم تا آخر دنیا عاشق یکدیگر باقی بمانیم ."

 پسر جوان به دریا نگاه کرد و گفت : " من آرزو می کنم دنیا به پایان برسد ."

دیوید و.مه یر 

مهدی پرسید : چرا آرزو کرد دنیا به پایان برسه؟

به نظر من چون می خواست تا آخر دنیا عاشق اون دختر نباشه که اینم دلایل زیادی داره

 هر کسی برای خودش دلایل و توجیهاتی داره وفتی از یه چیزی خسته میشه .

شما چطور؟؟؟؟ 

یک ضرب المثل چینی میگه : بیشتر حوادث تلخ و عجیب توضیح منطقی دارند .

  
نویسنده : مهدخت ; ساعت ٩:٤٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱ آبان ۱۳۸٧