عشق جوانی
عشاق جوان در ساحل چراغ جادو را پیدا کردند .
جن چراغ گفت : " اگر آزادم کنید یک آرزوی هر یک از شما را برآورده خواهم کرد . "
دختر به چشمهای پسر جوان نگاه کرد و گفت : " آرزو می کنم تا آخر دنیا عاشق یکدیگر باقی بمانیم ."
پسر جوان به دریا نگاه کرد و گفت : " من آرزو می کنم دنیا به پایان برسد ."
دیوید و.مه یر
مهدی پرسید : چرا آرزو کرد دنیا به پایان برسه؟
به نظر من چون می خواست تا آخر دنیا عاشق اون دختر نباشه که اینم دلایل زیادی داره
هر کسی برای خودش دلایل و توجیهاتی داره وفتی از یه چیزی خسته میشه .
شما چطور؟؟؟؟
یک ضرب المثل چینی میگه : بیشتر حوادث تلخ و عجیب توضیح منطقی دارند .
نویسنده : مهدخت ; ساعت ٩:٤٠ ق.ظ روز چهارشنبه ۱ آبان ۱۳۸٧
تگ ها :
داستانهای کوتاه
