خاطرات زندگی من

این وبلاگ به درج خاطرات برداشتها و عقاید شخصی من از زندگی اختصاص دارد .

الکس نحس

استعداد خاص الکس به خوبی امتحانش را پس داده بود . یک سال پس از اینکه ظرفشویی در رستوران را کنار گذاشت ، رستوران از بین رفت . مدرسه ای که در آن درس می داد شش ماه پس از بیرون آمدن او ، بسته شد. کمی بعد از استعفای او روزنامه ای که در آن کار می کرد تعطیل شد .

الکس با لبخند دستش را بلند کرد و سوگندی خورد که او را به یکی از سربازان ارتش ایالات متحده آمریکا تبدیل می کرد .

جین میلندر

  
نویسنده : مهدخت ; ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٦ آبان ۱۳۸٧