خاطرات زندگی من

این وبلاگ به درج خاطرات برداشتها و عقاید شخصی من از زندگی اختصاص دارد .

تایلند نامه (قسمت یازدهم)- تور فور آیلند جزایر Poda و tup

هشتم فروردین

امروز برای صبحانه پنکیک می خوریم . من که تا حالا نخورده ام ولی از روی دست میز بغل دستی تقلب می کنم و می فهمم که باید عسل را روی این گردی که مزه آرد می دهد مالید و خورد . البته خیلی خوشم نمی آید چون طعم شیرین عسل دلم را می زند و بدون آن هم که اصلا خوردنی نیست !‌ بعد از صبحانه ون از راه می رسد و به سمت ساحل حرکت می کنیم .

در ساحل آو نانگ به دیگران ملحق می شویم . همه جور ملیتی هست . بعد از مدتی به هر کس بسته به تورش یک برچسب رنگی می چسبانند . وسایل اسنورکلینگ را می دهند و بعد باید بسوی قایقها برویم . ما این تور را با قایقهای لانگ تیل انتخاب کردیم و به مبلغ نفری ۴٠٠ بات . اگر بخواهید می توانید با قایق سریع السیر هم بروید که البته گرانتر است . 

قایقها از  ساحل دور است و برای سوار شدن تا کمر خیس می شویم و گند می خورد به همه سر و وضعمان . روی صندلیهایمان می نشینیم و حرکت می کنیم . باد اول صبح که به صورتمان می خورد و آن دریای فیروزه ای یکدست با جزایر کوچک و بزرگ سبز درونت را پر از انرژی می کند .

Image hosting by IMGBoot.com

 

Image hosting by IMGBoot.com


اولین جزیره ای که می بینیم  Poda  است . گروه جزیره های  Poda  در غرب Ao Nang قرار دارند . در این جزیره و در کنار ساحل شنی سفیدش همه به شنا و اسنورکلینگ و یا آفتاب گرفتن مشغولند و با اینکه شلوغ است ولی برای هر کس یک فضای اختصاصی و کم جمعیت پیدا میشود . من در یکی از آلاچیقها لباس اسنورکلینگم را می پوشم . اینجا ماهی زیادی ندارد برای دیدن اما شنا در آب خنک و آفتاب نخورده می چسبد .

Image hosting by IMGBoot.com

 

Image hosting by IMGBoot.com

بعد از مدتی به سمت قایقها رفتیم تا به طرف جزیره دوم که tup است حرکت کنیم . تصمیم می گیریم بجای نشستن روی صندلیها روی سقف قایق بنشینیم و مناظر بکر و ناب را نگاه کنیم . می خواهم خودم را روی سقف بالا بکشم که یک پسر چینی ژاپنیِ چاق no no no گویان می پرد جلو و با اشاره به من می فهماند که از نردبانی که آخر قایق است بالا بیایم . همین کار را می کنم . اما نردبانش با یک پیچ به بدنه قایق وصل است و نزدیک است کله پا شوم . آییییییییی لجم می گیرد . بالاخره بالای سقف می رویم .

Image hosting by IMGBoot.com

 

 دیدن این مناظر از اینجا صفای دیگری دارد . می توانی دراز بکشی ،  دریا و جزایر یا آسمان آبی را ببینی یا حتی چشمهایت را ببندی و به صدای موجها گوش بدهی .

 

Image hosting by IMGBoot.com

 

Image hosting by IMGBoot.com

به اینجا که می رسیم و قایق می خواهد از زیر این صخره عبور کند سرپرست گروه فریاد می زند که سرهایمان را پایین بیاوریم تا به صخره ها نخورد . همه بی اختیار همین کار را می کنند !

 این گروه جزیره با راهی شنی به هم متصل است و می توانی از جزیره ای به جزیره دیگر بروی . البته تا کمر در آب خواهی بود . در اینجا نهار می خوریم .

 

Image hosting by IMGBoot.com

 

نهار شامل کته بی طعم و بو و یک خاگینه بی نمک است در حالی که یک پلاستیک کوچک حاوی گوشت ظاهرا مرغ همراه با آبش که سرش با یک کش بسته شده داخل ظرف غذاست . قاشق اول را که می گذارم توی دهنم ....سبز خوردن این غذا برای برای ما ایرانیها که ذائقه مان پر از طعمها و مزه هاست عذابی الیم است . قایقران که می بیند چیزی نمی خورم ، می آید جلو و می گوید که صاحب این قایق مسلمان است و مطمئن باشید که غذا حلال است . به او نمی گویم که این غذا را دوست ندارم . خوب شد که مغزم کار کرد و برای خودم خوردنی آوردم . بعد از نهار وارد قایق می شویم و با هندوانه از ما پذیرایی می کنند .

Image hosting by IMGBoot.com

قایقهای long tail

 

ادامه دارد ...

  
نویسنده : مهدخت ; ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩٠