خاطرات زندگی من

این وبلاگ به درج خاطرات برداشتها و عقاید شخصی من از زندگی اختصاص دارد .

امسال بی قرار بهارم

Image hosting by IMGBoot.com

عیدهای زندگی من به دو قسمت تبدیل می شود . ٢١ سال ، لحظه تحویل سال ، در خانه بوده ام و ۶ سال ، نه . در این ۶ سال ، هر سال یک گوشه از ایران عزیز را دیده ام و به قسمت کوچکی از آرزوی بزرگم رسیده ام . اما تمام این شش سال قسمتی از دلم در خانه بود .  کنار خانواده بزرگم . و دلم آن سکوت قبل از تحویل و هیاهوی بعدش را می خواست . دلم عیدیهای بابا را می خواست که خودش با ذوق کادو پیچ کرده بود . دلم سفره هفت سینی می خواست که خودم چیده باشم ...

امسال فرصتی دست داده تا دوباره بعد از این همه سال من در کنار خانواده ام باشم تا شروع سال نو را با هم جشن بگیریم . این فرصت را مغتنم خواهم شمرد . کسی چه می داند از فردا و فردا ها !    

 امسال بی قرار بهارم .

عکس بالا : فروردین ٨٧ جاده سامان در کهکیلویه و بویراحمد. تقدیم به شکوفه عزیزم .

  
نویسنده : مهدخت ; ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸۸