خاطرات زندگی من

این وبلاگ به درج خاطرات برداشتها و عقاید شخصی من از زندگی اختصاص دارد .

بدون شرح

- در صندوق من همه گونه وسایل آسایش فراهم شده . ما مجهز به حرارت سنج برقی و سرماسنج خودکار ، بلیط بخت آزمایی و مطبوعات آزاد هستیم . و همه اینها از این حکایت می کند که ما مجهز به حرارت سنج برقی و سرماسنج خودکار و انواع پرده ها برای جلوگیری از نور آفتاب هستیم . یخچالهای ما سردتر از محیط اطراف نیست . ما صاحب یخ قالبی ، کره قالبی ، افکار قالبی ، و همه چیز قالبی هستیم و این نشون میده که غمی روی زمین باقی نمونده ، غیر از غمهای قالبی .

- ما الان وضعیتمون فرق کرده ، ما دیگه همونهایی نیستیم که بودیم . ما اینهایی هستیم که هستیم . یعنی که نه خیال کنین ما الان شرکت داریم ، بیطار داریم ، هر جا می ریم چند نفر ما رو میپان .... که مبادا بهمون بد بگذره . بله دبگه علفها خیلی تند تر از اون وقتها رشد می کنن ، به لطف الطاف شما درآمدمون سه برابر شده (3 x هیچ)

 - ما دانشمندان به سکوت و انزوا علاقه داریم . از طرفی مگه مشاغل متعدد اجازه عرض ارادت میده ؟ بنده الان در تمام زمینه های علمی ، قضایی ، اخلاقی ، اجتماعی ، اقتصادی ، طبی ، دینی و بسیاری علوم کشف نشده صاحب کرسی هستم . تالیفات متعدد ، پیروان بیشمار ، دیگه فرصتی نمی مونه . آخرین کارم اینکه تاریخ باد می نویسم .

- وضع بازار بسیار خوب است . همه چیز رو به ترقی است . پیشرفت می بارد . سفته و چک اعتبار خاصی پیدا کرده است . اعتبارشان حتی از خود آدم بیشتر است . اقساط و وامهای طویل المدت این عصر طلایی را بیش از پیش درخشان کرده اند . بازار قالی عین بازار مویز است . ما خوشحالیم ، چون مدل ماشینها عوض می شود . یعنی درست وقتی که آدم از قبلی سیر شده .

بنابراین همه چیز سر جای خودشه . هیچ جور لنگی در کار نیست . به وجود آوردن این آرامش و تفاهم آسون نبود ....

 

چهار صندوق - بهرام بیضایی

  
نویسنده : مهدخت ; ساعت ۱:۱۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۸
تگ ها : ایران من