خاطرات زندگی من

این وبلاگ به درج خاطرات برداشتها و عقاید شخصی من از زندگی اختصاص دارد .

جایی برای روزهای بی کسی

امروز احساس بی کسی کرده بودم . با احسان رفتیم به همان "جایی برای روزهای بی کسی" خودمان .

 همان نزدیکیها مردی منتظر ایستاده بود . بعد مردهای دیگری آمدند . پیر , جوان , ورزشکار , کم پول , پولدار و حتی امروزی و فشن ! مردها دست می دادند , همدیگر را بغل می کردند  و بعد به داخل باغ می رفتند .

خیلی عجیب بود . هزار جور فکر کردم . خیلی کنجکاو شدم که بدانم قضیه چیست . چه چیزی این مردها را - از طبقات مختلف - کنار هم قرار داده ! آخر هم طاقت نیاوردم و پرسیدم !!  

 چیزی که سرنوشت این مردها را شبیه هم کرده بود اعتیاد و چیزی که آنها را اینجا کنار هم جمع کرده بود عزمی ستودنی و اراده ای قوی برای ترک آن بود .

اینجا محل برگزاری یک بنیاد مخفی است برای ترک اعتیاد . چه خوب که همه جایی برای روزهای بی کسی داشته باشند .

 

پ .ن : امیدوارم این اراده قوی پایدار باشه .

  
نویسنده : مهدخت ; ساعت ۳:٢٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸۸