خاطرات زندگی من

این وبلاگ به درج خاطرات برداشتها و عقاید شخصی من از زندگی اختصاص دارد .

ایران من

حکایت اول

 وارد شهر تبریز شدیم و برای اینکه بدونیم در کدوم خیابون شهر قرار گرفتیم تا بعد طبق نقشه راهنما به محل هتل مورد نظر بریم , از یکی از هموطنان کمک خواستیم .

در کمال ناباوری ایشون به زبان شیرین فارسی فرمودند : خیلی عذر می خوام , شرمندم  , من فارسی بلد نیستم , دست و پا شکسته صحبت می کنم , به ترکی بپرسید . ما گفتیم شما که خوب صحبت می کنید ما فقط می خوایم بدونیم کجاییم . فرمودند : شما ترکی بلدید ؟ و وقتی جواب ما منفی بود گفتند : اگر انگلیسی بلدید به انگلیسی بپرسید .

حالا فکر کنید در مملکت خودتون بخواهید با هموطنتون انگلیسی حرف بزنید !

ما هم کم نیاوردیم و گفتیم : ما انگلیسی بلد نیستیم اما فرانسه بلدیم . شما می تونید به فرانسه صحبت کنید ؟ که خندش گرفت و گفت : نه بلد نیستم . خیلی شرمنده ام من از جواب دادن به فارسی معذورم .

ما هم تشکر کردیم و به مسیرمون ادامه دادیم . حالا بماند که چقدر از این برخورد ناراحت شدیم و احساس کردیم که در این شهر غریبه ایم . حتی اگر این آقا ما رو یک خارجی فرض می کرد , معمولا همه دوست دارند با یک توریست سر صحبت رو باز کنند و حتی دست و پا شکسته با او صحبت کنند و بهش کمک کنند . اما این رفتار واقعا برام عجیب بود . و در عصری که یاهو با درست کردن شکلک سعی می کنه تا ارتباط انسانها را راحت تر بکنه ما هنوز باید درگیر صحبت بر سر زبان و قومیت و ملیت باشیم .

 


حکایت دوم

برای خرید به یکی از سوپرها رفتیم . آقای فروشنده کالباسی با مارکی گذاشت که اسمش رو در محل زندگی خودمون نشنیده بودیم . بنابراین راجع به کیفیتش  پرسیدیم . ایشون در حواب گفتند : صاحب کارخونه این کالباس اینقدر رو آذربایجان تعصب داره که فقط به استانها و کشور آذربایجان محصولاتش رو می فروشه و به بقیه نقاط ایران محصول نمیده و به این علت شما این مارک رو نمی شناسید .

حکایت سوم

به سمت قلعه بابک در حرکتیم . هر بار که احساس کردیم به قلعه رسیدیم , باز می بینیم کوه دیگه ای رو در پیش داریم . خیلی خسته ایم و داریم به هم می گیم عجب کاری کردیم که اومدیم اینجا . در همین لحظه یکی که غرغر های ما رو شنیده میگه : شما اصلا می دونید بابک کیه که اومدید اینجا . ما می گیم اومدیم اینجا که ببینیم کیه و اگه شما اطلاعاتی دارید به ما هم بگید .

ایشون می گن : این قلعه نماد اینه که آذربایجان هیچ وقت زیر سلطه ایران ! نبوده و همیشه کشوری مستقل بوده و بعد از حمله اعراب بابک جنگهای پارتیزانی راه می اندازه و این قلعه رو می سازه تا از رسیدن اعراب به آذربایجان جلوگیری کنه ولی در حال حاضر دارند این شایعه رو رواج می دن که بابک می خواسته از ورود اسلام جلوگیری کنه و شما ببینید مسیری که اومدید بالا چقدر بده , فلان وزارت در تمام نقاط اینجا میکروفون و دوربین کار گذاشته و شما روز تولد بابک که بیایید اینجا می بینید فلان نیرو نمی ذاره که برید بالا و فلان اپوزیسیون در خارج از کشور ...

نمی دونم چی میشه که یهو بحث سیاسی میشه و تلاش ما برای اینکه بگیم ما همه عضو یک کشوریم  و دلایل تاریخی برای جدا نبودن این قسمت از خاک از سرزمین ایران با گفتن این جمله توسط آن دوست عزیز  که تاریخ تموم شده ! , بی نتیجه می مونه و من واقعا نمی فهمم که تاریخ چطور در یک زمان با ارزش میشه و در یک زمان ارزشش رو از دست میده مگر اینکه دست تاریخ سازان در کار باشه .  ولی چیزی که توی ذهنمه ولی راجع بهش حرفی نمی زنم اینه که بابک یک اسم اصیل ایرانیه .

حکایت چهارم

با متصدی موزه آذربایجان در مورد تاریخ آذربایجان صحبت می کنیم . بعد از توضیحاتی که راجع به تاریخ این منطقه از خاک کشورمون و جدایی مناطقی از این مرز و بوم در جریان عهد نامه های ننگین گلستان می دهند , تاکید می کنند که آذربایجان همیشه قسمتی از خاک ایران بوده و اپوزیسیون های خارج از کشور با کمکهای مالی به برخی از  دانشجویان و به گفته ایشان دانشجویان تنبل می خواهند با تاریخ سازی و وعده های بی اساس جنگهای داخلی راه بیاندازند  و تکه ای دیگر از خاک کشورمان را اشغال کنند .

---------------------------------------------------------------------------------------------

تاریخ نویسان می گویند : پیش از آمدن اقوام آریایی به ایران اقوام دیگری بطور پراکنده و با جمعیتی کم در منطقه آذربایجان کنونی و حاشیه‌های آن زندگی می‌کردند که از آن میان می‌توان به هوریان، اورارتوها، ماننایی‌ها و کاسی‌ها اشاره کرد. البته طبقه حاکم کاسی‌ها هم آریائیانی بودند که زودتر به منطقه وارد شده بودند. با آمدن اقوام آریایی به فلات ایران، اقوام بومی با ایشان آمیخته شدند و در یک اتحاد، پادشاهی ماد را به وجود آوردند. که تأثیر عمیقی بر تاریخ منطقه آسیای غربی گذاشت که مهم‌ترین آن نابود کردن آشوریها و حذف آنها از صفحه تاریخ بود و نام گذاری این مرز و بوم به نام قوم ماد به خاطر تاثیر عمیقی بوده است که مادها بر فرهنگ این منطقه گذاشته اند .

ماد از دو بخش ماد کوچک و ماد بزرگ تشکیل می‌شد. که ماد کوچک آذربایجان امروزی است و ماد بزرگ شامل همدان، تهران، کرمانشاه و اصفهان می‌شود. پایتخت ماد هگمتانه (همدان امروزی) بود که تلفظ آن به یونانی اکباتان نامیده می‌شد. مادها نخست دولت متمرکز و مقتدر را در فلات ایران پایه گذاری کردند و در داخل و خارج فلات ایران آغاز به گسترش قلمروی خویش کردند . (ویکی پدیا)

در مورد زبان ترکی : دکتر محمد جواد مشکور درباره آمدن قبایل ترک به آذربایجان درِ کتاب (نظری به تاریخ آذربایجان، ج ۱، تهران ۱۳۳۹، ص ۱۵۲) مینویسد: حوادث متناوب یکی بعد از دیگری آذربایجان را آماج تهاجمات پیاپی قرار داد. بعد از سلجوقیان ، دورِ سلسله جنبانی ترکان آتابای یا اتابکان آغاز و با نفوذ این اقوام و گسترش زبان ترکی، سیطرهٔ زبان آذری، محدود و رفته رفته رو به کاهش نهاد.

در زمان سلجوقیان ترک‌های بیشتری به آذربایجان روی آورده‌اند. با ادامه تسلط ترکان در دوران اتابکان باز هم عده ترک‌ها در آن سرزمین فزونی یافت و مآلاً زبان ترکی رونق بیشتری گرفت. حکومت ترکمانان آق قویونلو و قراقویونلو و اسکان آن‌ها در آذربایجان بیش از پیش موجب رونق ترکی و تضعیف زبان «آذری» شد. جنگ‌ها و عصیان‌هایی که در فاصلهٔ برافتادن و برخاستن صفویان، پیش آمد سربازان ترک بیشتری را به آذربایجان سرازیر کرد. وجود قزلباش‌های ترک نیز مزید بر علت شد و زبان ترکی را در آن سرزمین رونق بخشید . (ویکی پدیا)

و اما بابک : بابک خرم دین بزرگ مرد اصیل ایرانی، شیر مردی که 22 سال در برابر تجاوز ننگین اعراب به خاک میهن، مردانه مقاومت و ایستادگی کرد و در نهایت با خدعه و نیرنگ از پا در آمد. او راه ابومسلم را پیمود و اندیشه های مزدک را در سر داشت، بابک ادامه دهنده قیام خرمدینان اصفهان بود که در سر سودای عظمت دوباره ایران را داشت، با کشته شدن او پیروانش در سراسر ایران به مبارزه با سلطه اعراب می جنگدند.(منبع)

واقعه عهد نامه گلستان برکسی پوشیده نیست همچنین وراى اشغالگریهای پادشاهان گذشته روسیه به ویژه پتر کبیر , آرمانهاى دیرین بلندپروازانه آنها جهت تضعیف هرچه بیشتر ایران جهت تجزیه آن و دستیابى هرچه سریع تر به آبهاى گرم خلیج فارس به عنوان هدفى استراتژیک براى روسیه به شمار مى آمد. ولى آنچه هم اکنون و با تأسف شاهد آن هستیم، این است که تحرکات مشکوک فعلى با پشتیبانى دشمنان ایران و ایرانى همراه است. دشمنان ایران با تحریف این واقعه تاریخى و با سوءاستفاده از آن مى کوشند، به این نکته دامن بزنند که به گمان آنان مردم دوسوى ارس که به موجب قرارداد گلستان از هم جدا شده اند، باید ضمن اتحادى موهوم، هویتى جدا از مام میهن یعنى ایران به دست آورند.(منبع)

زنده یاد احمد کسروی که خود آذر بایگانی است به کسانی که در دامان ایران گران تر از جان می زیند ولی به دور از توجه به واقعیات تاریخی خود سنگ فرهنگهای مهاجم را به سینه می زنند می گویند : شما حکم عروسک خیمه شب بازی را دارید که با انگشتان دیگری به حرکت و رقص در می آیید . (منبع)

پ . ن ١: نوشته های فوق برای توهین به کسی نوشته نشده است .

پ .ن ٢ : نابرابری وجود دارد . اما دریغ است ایران که ویران شود .

 

 

  
نویسنده : مهدخت ; ساعت ٧:٤۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ فروردین ۱۳۸۸
تگ ها : ایران من