خاطرات زندگی من

این وبلاگ به درج خاطرات برداشتها و عقاید شخصی من از زندگی اختصاص دارد .

بوسه دیر هنگام

وقتی آن جوان به خواب رفت

 هرگز نخواهد دانست

که باران می بارد

 یا برف می آید

 یا ستارگان می درخشند

یا باد با شتاب می گذرد

 اتاق کوچک او سرد و تیره است

و بوسه ای را که آن دختر بر خاکش خواهد داد

 احساس نخواهد کرد

 درتی آلدیس

به امید دانستن قدر لحظه

  
نویسنده : مهدخت ; ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ روز شنبه ٤ آبان ۱۳۸٧