خاطرات زندگی من

این وبلاگ به درج خاطرات برداشتها و عقاید شخصی من از زندگی اختصاص دارد .

بدن برای لمس کردن است

هر چه به من ربط پیدا می کند در بدنم است . لمس بدن من یعنی لمس من . در جامعه ما فشردن دست یکدیگر یکی از راههای ابراز دوستی و نزدیکی با فرد دیگر است . برای لمس افراد جنس مخالف در هر جامعه ای راههای مناسب یا نامناسبی وجود دارد . حساسیتهای اخیر در رابطه با ارعاب جنسی ,‌راههای نامناسب این کار را نشان داده است . اما در زندگی زناشویی این خود زوجین هستند که راههای مناسب و نامناسب را تعیین می کنند . مسلما بدرفتاری جسمی در هر جامعه ای ناپسند شمرده می شود و سازمانهای اجتماعی برای کمک به « زنان کتک خورده و مردان آسیب دیده » تشکیل شده است . بدن ما برای لمس کردن آفریده شده نه برای کتک خوردن . 


عصر ما را عصر آزادی جنسی دانسته اند . در برخی جوامع بعضی زن و شوهر ها آزادانه با مردان و زنان دیگر ارتباط جنسی برقرار می کنند . اما حتی کسانی که به دلایل اخلاقی با این وضعیت مخالفت نمی ورزند به لحاظ عاطفی آن را زیانبار می دانند . نیاز ما به عشق و صمیمیت خصیصه ای دارد که به ما اجازه نمی دهد به همسرمان چنین آزادی ای بدهیم . زمانی که ما از رابطه جنسی همسرمان با فردی دیگر با خبر می شویم درد عاطفی عمیقی وجودمان را فرا می گیرد و صمیمیت غیر ممکن می شود .

اما این ضربه در مورد کسی که زبان اصلی عشق او تماس فیزیکی است دو برابر دردناک است . آنچه او عمیقا در آرزوی آن است - یعنی عشق و محبت از راه تماس فیزیکی - اکنون به شخص دیگری اعطا می شود . حالا مخزن عشق او نه تنها خالی است بلکه به کلی منفجر شده است .

پی نوشت : باعث شرمساری است که در جامعه ما عده ای می خواهند این قضیه را جا بیندازند . 

  
نویسنده : مهدخت ; ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ آذر ۱۳۸٧
تگ ها : 5 زبان عشق