خاطرات زندگی من

این وبلاگ به درج خاطرات برداشتها و عقاید شخصی من از زندگی اختصاص دارد .

پادری یا عاشق

پادری یک شیئ بیجان است و اختیاری از خود ندارد . شما می توانید پایتان را روی آن پاک کنید , روی آن راه بروید , به کناری پرتش کنید و ... وقتی ما با همسرمان همچون شیئ رفتار می کنیم امکان عشق را نفی می کنیم . ایجاد احساس گناه (" اگر زن خوبی بودی این کار را برایم می کردی ")زبان عشق نیست . ترساندن ( " اگر این کار را نکنی پشیمان خواهی شد ")با عشق بیگانه است . هیچ کس هرگز نباید پادری باشد .

 


ممکن است ما به خود اجازه دهیم که مورد استفاده قرار بگیریم اما ما موجوداتی هستیم که افکار, احساس و آرزو داریم و ما قادریم تصمیم بگیریم و دست به عمل بزنیم . اجازه دادن به خودتان که مورد استفاده یا سوء استفاده دیگری قرار بگیرید عملی از روی عشق نیست . در واقع خیانت است . شما به او اجازه می دهید که عادات غیر انسانی پیدا کند .

عشق می گوید : « من بیشتر از آن تو را دوست دارم که اجازه بدهم این گونه با من رفتار کنی . این برای تو یا من خوب نیست »

پ.ن ١: با همین جمله به ماهیت واقعی عشق پی می بریم . آمیخته ای از تمام صفات  خوب انسانی

پ.ن ٢: (با توجه به پست قبلی ) مطلب فوق نشان می دهد که اگر همسرم مخزن عشق مرا پر نمی کند , او تنها مقصر نیست . این کوتاهی از جانب من هم هست .

پ . ن ٣: مادام که کسی بتواند عشق بورزد و لذت ببرد جوان خواهد ماند (پابلو کازانو)

  
نویسنده : مهدخت ; ساعت ٦:۱۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ آذر ۱۳۸٧
تگ ها : 5 زبان عشق