خاطرات زندگی من

این وبلاگ به درج خاطرات برداشتها و عقاید شخصی من از زندگی اختصاص دارد .

با پر کردن مخزن عشق همسر آیا او همیشه جبران می کند؟!

دوستان خوبم

باعث افتخاره که با شما این کتاب رو یک بار دیگه می خونم و خوشحالم که همه ما به دنبال رسیدن به خوشبختی در کنار همسر و اطرافیانمون هستیم . روزی که شروع به خوندن این کتاب کردم احساس می کردم علی رغم اینکه من و احسان عاشقانه همو دوست داریم به خاطر موقعیت شغلی و سفرهای متعددش زمان زیادی رو با هم نمی گذرونیم و از هم دور شدیم . مرتب این سوال " این چه جور زندگیه که ما داریم ؟ "  توی سرم می چرخید . من از برنامه نود , دیدن فوتبال , کتاب خوندن , فیلم دیدن و ... بدم می اومد . چون احسان بعد از اومدن به خونه این کارها رو انجام می داد . این در حالی بود که خودم وقتی تنها بودم تمام این کارها رو انجام می دادم و لذت می بردم و راستش احساس گناه می کردم که احسان رو از چیزهایی که ازش لذت می بره محروم می کنم و به جاش مجبورش می کنم که با هم حرف بزنیم . فکر کنم فهمیده باشید زبان اصلی عشق من چی باشه .

احسان کتابهای متعددی پیرامون مسائل مدیریتی و علم موفقیت داره . و با خوندن اونها و البته عمل به دستورها و تمرینها به موفقیت های زیادی رسیده . عادت خوبی که احسان و آقای خ داشتند این بود که ماهی یک بار به هم یک کتاب هدیه می دادند و باز یکی از عادات خوب احسان این بود که کتابها رو می خوند .

یک شب که احسان مشغول مطالعه یکی از کتابها بود . من هم کتاب " ۵ زبان عشق " رو انتخاب کردم و شروع کردم به خوندن . این قدر این کتاب منو جذب کرد که دو روزه تمومش کردم .  حداقل کاری که خوندن این کتاب برای من انجام داد این بود که من خودم و احساساتم و نیازهام رو بهتر شناختم . و بعد این قدرت رو پیدا کردم که این نیازها و احساسات رو بیان کنم و از همسرم بخوام که به اونها توجه کنه .  و برعکس من هم  به خواسته های او احترام بذارم . حالا ما با هم فوتبال نگاه کنیم (با اینکه این فوتبال تیمهای وطنی دیدن نداره) - برنامه نود رو می بینیم و کلی می خندیم مخصوصا اگه فیروز کریمی هم هنر نمایی کنه . گاهی با هم سریالهای آبکی رو هم می بینیم . و البته کتاب خوانی هم یکی از فعالیتهای سازنده مشترک ما شده . اینها تلاشهایی از طرف من بود . یعنی این موارد رو به فهرست دوست داشتنی هام اضافه کردم . احسان هم با وجود مشغله و خستگی زیادش وقت بیشتری می ذاره تا با هم در مورد آمال و آرزوها , برنامه ها و اهدافمون و حتی خاطرات شیرینمون که بعضیاشو بیشتر از صد دفعه براش تعریف کردم حرف بزنیم . همه اینها شاید کوچک به نظر بیاد اما تاثیرگذاره . و اعتراف می کنم که هر بار این کتاب رو خوندم بزرگتر شدم .   

 

 


و اما در جواب زینب عزیزم که پرسیده بودند : " با پر کردن مخزن عشق همسر , اون همیشه جبران می کنه ؟! " باید بگم که در پایان کتاب یک راهنمای مطالعاتی برای زوجها قرار داره که پیشنهاد میده :

پس از مطالعه و تعمق پیرامون فصول قبلی این کتاب همسرتان را نیز به انجام این کار تشویق کنید . در این نقطه شما آماده اید تا تمام تمرینها را با هم انجام دهید . به دلایل مختلف ممکن است همسرتان نخواهد دز این جریان شرکت کند . یعنی فصول قبلی را بخواند . اگر چنین بود شما تمرینها را انجام دهید و از مزایای آن استفاده کنید .

نظر من : در این بحث مبنا بر این قرار داده شده که دو نفر عاشقانه یکدیگر را دوست دارند و برای ابراز عشق خود را نیازمند آموزش می بینند . اگر این آموزش دو طرفه باشه و دو عاشق بالغ خواستار واقعی رسیدن به خوشبختی در کنار یکدیگر باشند مطمئنا پر کردن مخزن عشق او نتیجه ای جز پرشدن مخزن عشق من نخواهد داشت . به قول ماری دولاریو پرمانلی " بهای عشق چیست جز عشق ؟ "

از طرفی متاسفانه در دنیایی هستیم که تکاپو برای رسیدن به بیش از حدها توجه ما را از سمت با ارزشترینها منحرف می کند . ما انسانیم و فراموشکار . اما اگر هر دو بخواهیم که زندگی ما یک زندگی افسانه ای باشد نیازمند معجزه نیستیم . کلید این معما در دستان ماست . احترام متقابل به خواسته های هم . ولی نه از روی ترس یا اجبار . از روی عشق . باید تعارف را کنار بگذاریم و بخواهیم  و یا دوباره گوشزد کنیم  . به این امید نباشیم که او خود خواهد فهمید . وگرنه این احساس که مورد سو استفاده قرار گرفته ایم زندگی را تلخ خواهد کرد . باید بپذیریم من و همسرم در دو خانواده متفاوت با فرهنگها و الگوهای متفاوت بزرگ شده ایم و رسیدن به درک متقابل شاید سخت باشد ولی غیر قابل دسترس نیست .

برای روشن تر شدن این مسئله در پست بعدی (پادری یا عاشق) به حقیقت دیگری در مورد عشق از زبان دکتر چاپمن اشاره خواهیم کرد .   

 

 

 

 

  
نویسنده : مهدخت ; ساعت ٤:٢۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ آذر ۱۳۸٧