خاطرات زندگی من

این وبلاگ به درج خاطرات برداشتها و عقاید شخصی من از زندگی اختصاص دارد .

آفتاب پرست بازنده

مخ. خرخوان .

دیگر بس بود. رفتن به مدرسه ای تازه در وسط ترم . شانسی برای یافتن هویتی جدید . روز اول . جبر.

زنگ اول . نشستن در ته کلاس با بچه های بی خیال ، به امید جوش خوردن با بقیه ، امتحان را خیلی زودتر از همه تمام کردم .

معلم که به محاسباتم مشکوک بود نمره ام را با صدای بلند اعلام کرد : "صد"

من شکست خورده بودم

(پاتریک اس.تری)

  
نویسنده : مهدخت ; ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۳ آبان ۱۳۸٧